محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
478
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
حق درآمده و هلاككنندهاند ، مگر خداوند ما را از آنها حفظ فرمايد و همانا حكومت الهى حافظ امور شماست . بنابراين زمام امور خود را بىآنكه نفاق ورزيد يا كراهتى داشته باشيد به دست امام خود سپاريد . به خدا سوگند ، اگر در پيروى از حكومت و امام ، اخلاص نداشته باشيد ، خدا دولت اسلام را از شما خواهد گرفت كه هرگز به شما باز نخواهد گردانيد و در دست ديگران قرار خواهد داد . همانا ناكثين عهدشكن به جهت نارضايتى از حكومت من به يكديگر پيوستند و من تا آنجا كه براى وحدت اجتماعى شما احساس خطر نكنم صبر خواهم كرد ، زيرا آنان اگر براى اجراى مقاصدشان فرصت پيدا كنند ، نظام جامعه اسلامى متزلزل مىشود . آنها از روى حسادت بر كسى كه خداوند حكومت را به او بخشيده است ، به طلب دنيا برخاستهاند . مىخواهند كار را به گذشته بازگردانند . حقّى كه شما به گردن ما داريد ، عمل كردن به كتاب خدا ( قرآن ) و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و قيام به حق و برپا داشتن سنّت اوست . واژهشناسى القائم : در اينجا منظور مستقيم و راست است . هالك : كسى كه از راه هلاكت فاصله نمىگيرد . المبتدعات : بدعتها . المشبّهات : بديهايى كه پوشش نيكو دارند . يأرز : بازمىگردد . تمالئوا : گرد آمدند و هميارى كردند . فيالة الرأى : سستى رأى و انديشه .